لغت نامه دهخدا
تمانع. [ ت َ ن ُ ] ( ع مص ) دست کشیدن فارسان در کارزار از یکدیگر. ( ناظم الاطباء ). || امتناع. || تحامی. ( از اقرب الموارد ).
تمانع. [ ت َ ن ُ ] ( ع مص ) دست کشیدن فارسان در کارزار از یکدیگر. ( ناظم الاطباء ). || امتناع. || تحامی. ( از اقرب الموارد ).
دست کشیدن فارسان در کارزار از یکدیگر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشـتـبـاه نـشـود، ايـن دو بـيـان گـر چـه از پـاره اى جـهـات شـبـيـهـنـد ولى اشـاره بـه دودليـل مـخـتـلف مى كنند كه يكى بازگشت به (فساد نظم جهان ) بر اثر تعدد خداياناست، و ديگرى قطع نظر از نظم جهان از وجود تمانع و تنازع در ميان خدايان متعدد سخنمى گويد (در ذيل آيه 22 سوره انبياء نيز در اين زمينه به خواست خدا سخن خواهيم گفت ).
💡 به هر حال طبيعى است كه هر صاحب قدرتى مى خواهد قدرت خود را كاملتر و قلمرو حكومتخويش را بيشتر كند و اگر راستى خدايانى وجود داشت اين تنازع و تمانع بر سر قدرتو گسترش حكومت در ميان آنها در مى گرفت.
💡 قرآن مى فرمايد لو كان فيهما الهة الا اللّه لفسدتا(497). اگر در آسمان و زمين خدايانى جز (اللّه ) بود فاسد مى شدند و جهان بر هم مى ريخت. اين دليل و برهانى كه براى توحيد و يگانگى خداوند آمده، در عين سادگى و روشنى يكى از براهين دقيق فلسفى است. و دانشمندان از آن به عنوان (برهان تمانع ) ياد مى كنند.