لغت نامه دهخدا
انکشاح. [ اِ ک ِ ] ( ع مص ) پراکنده گشتن. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پراکندن. و متفرق گردیدن. ( یادداشت مؤلف ).
انکشاح. [ اِ ک ِ ] ( ع مص ) پراکنده گشتن. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پراکندن. و متفرق گردیدن. ( یادداشت مؤلف ).