حافظ پناهی

لغت نامه دهخدا

حافظ پناهی. [ ف ِ پ َ ] ( اِخ ) به کمان ابرو مشهور است، وی از اهل خراسان بود، و آواز خوب داشت چنانکه دو سه جا وظیفه می گرفت، صاحب طبع نیک و دیوانیست. ( ترجمه مجالس النفائس ص 147 ).

فرهنگ فارسی

بکمان ابرو مشهور است وی از اهل خراسان است و آواز خوب داشت

جمله سازی با حافظ پناهی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد ز روی پشت و پناهی که پشت‌ها همه رو شد

💡 پس از انتشار نامه جعفر پناهی به همکارانش در جشنواره کن، قرار بازداشت موقت او، دو ماه دیگر تمدید شد.

💡 در گذارِ سیل بودم، داشتم تا خانه‌ای از گِرانان، تُرک‌خان‌و‌مان پناهی شد مرا

💡 کم نداد پناهی تو ره به خویشتنم ده که آشکار و نهان غیر سوی تو راه ندارم

💡 پناهی جز تو نبود تشنگان روز محشر را ز نیسان شفاعت سبز گردان کشت امیدم

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز