لغت نامه دهخدا
نازک بینی. [ زُ ] ( حامص مرکب ) دقت. موشکافی. حالت و صفت نازک بین. رجوع به نازک بین شود.
نازک بینی. [ زُ ] ( حامص مرکب ) دقت. موشکافی. حالت و صفت نازک بین. رجوع به نازک بین شود.
۱ - باریک بینی موشکافی. ۲ - نکته سنجی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای سالیان دراز زیستهای خاموش و چشماندازها آوندهای هستهای کارهای او بودند. او بیش از دویست همچیدگی از زیستهای خاموش آفرید تا آنجا که میگفتند «سزان میخواهد بر پاریس با یک سیب چیره شود».. سزان در نگرشی بلند هنگام، به نازک بینی در مایه و رنگ چشم اندازها و زیستهای خاموش خودرا به دگرگونی نگاره میکند و میکوشد تا ریختهای زیرساختی همچون استوانه و هرم و کره را در آنها یافته و آشکار سازد. او بر آنست تا با قلم موی خویش رسانایی دهد به پیوند میانگشتگی و انگارهٔ نمایشگر آن.