لغت نامه دهخدا
فاخته ضرب.[ ت َ / ت ِ ض َ ] ( اِ مرکب ) ضرب فاخته. یکی از اصول هفده گانه موسیقی. رجوع به فاخته و اصول فاخته شود.
فاخته ضرب.[ ت َ / ت ِ ض َ ] ( اِ مرکب ) ضرب فاخته. یکی از اصول هفده گانه موسیقی. رجوع به فاخته و اصول فاخته شود.
( اسم ) کوکو ۲ - اصل یازدهم از هفده بحر اصول موسیقی قدیم فاخته قدیم فاخته ضرب و آنرا با انواع گوناگون: فاخته ثقیل فاخته صغیر و فاخته کبیر تقسیم کنند.
ضرب فاخته. یکی از اصول هفده گانه موسیقی.
💡 لباس نغمه سرایان باغ فاخته است چه برق بود که جست از سحاب خنده گل
💡 امیر و فاخته خواند غنا بگل بلبل بباغ از چه زغن نوحه همچو زاغ کند
💡 نشان ز قرب تو داده ست عندلیب به باغ وگر نه فاخته را چیست نعره کوکو
💡 عذرا بده به وامق و شیرین به کوهکن سرو چمن به فاخته گل را به خار نه
💡 هر برگی ازوبرگ نشاط است جهان را چون فاخته سروی که مرا زیر پر آمد
💡 شود چو فاخته صائب ز پاس دل آزاد کسی که داد دل خود به سرو دلجویی