اصول فاخته

لغت نامه دهخدا

اصول فاخته. [ اُ ل ِ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوع یازدهم از هفده گونه اصول در موسیقی است. نام اصولی باشد از هفده بحر اصول موسیقی و آنرا فاخته ضرب هم خوانند، و نام صوتی هم هست. ( برهان ). نام ضربی از موسیقی و نوعی از نواختن ساز. ( از کشف ). و در برهان نوشته که صوتی باشد از هفده بحر اصول. و در بهار عجم نوشته که بهندی آنرا سور فاخته گویند. ( غیاث ) ( آنندراج ). نام صوتی و ضربی از ضربهای فارسی چنانکه یک بحری و دوبحری. ( مؤیدالفضلا ). کنایه است به بحری از بحورهفده گانه موسیقی. ( انجمن آرای ناصری ):
باز بلبل چنگ زد در پرده های تنگ گل
در اصول فاخته بلبل پریشان گشت باز.امیرخسرو ( از آنندراج ).بلبل از اوراق گل کرده درست
منطق الطیر و اصول فاخته.امیرخسرو. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - آواز یازدهم از اصول موسیقی ۲ - نوعی نواختن ساز.

جمله سازی با اصول فاخته

💡 باز بلبل چنگ زد در پرده های تنگ گل در اصول فاخته قمری به دستان گشت باز

خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز