طاقنما بستن
مترادفها
قاببندی کردن، نصب طاقنما
لغت نامه دهخدا
طاقنما بستن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) از آنچه افزارو اسباب آرایش باشد بصورت طاق کردن. || طاق را از گونه های مختلف آلات و ادوات زینت دادن. بویژه از اقسام بلورینه و ظروف آبگینه و چراغ و غیره. || در اطراف تکایا و حسینیه ها جاهائی چون طاقی زینت کردن از قالی و چراغ و سلاحهای قدیم چون شمشیر و سپر و غیره که مخصوصاً در عاشورا معمول دارند.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) طاقی از چوب فلز سیمان و غیره بستن و با قالی ها و انواع پارچه رینت دادن ( مخصوصا در ایام تکیه ها و حسینیه ها ).
جمله سازی با طاقنما بستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شرقی به دلیل تابش نور غرب، طاقنما و ایوانهای کوچک ردیف بندی میشود. ولی در برخی از خانهها در این جبهه
💡 عرض طاقنماهائی که راه ورود و خروج به تکیه را تشکیل میداد با سایر طاقنما تفاوت داشت.