زینت کردن
مترادفها
آراستن، تزیین کردن، آرایش کردن
متضادها
ساده کردن
لغت نامه دهخدا
زینت کردن. [ ن َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرایش کردن و پیراستن و بزک کردن. ( ناظم الاطباء ). آراستن و پیراستن کسی یا چیزی را:
نه از بهر خود می ستانم خراج
که زینت کنم بر خود و تخت و تاج.سعدی ( بوستان ).بهار آمد و زینت باغ کرد
خزان را از این رهگذر داغ کرد.ملاطغرا ( از آنندراج ).رجوع به زینت و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
آرایش کردن و پیراستن و بزک کردن
جمله سازی با زینت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرورش بنسای با یک شاخه، نهال یا برش از یک درخت یا درختچه شروع میشود. انتخاب گونه، به سبکی بستگی دارد که پرورشدهنده میخواهد از آن پیروی کند. با هرس کردن، پیوند زدن، استفاده از سیم فلزی و سایر فنون، درخت را شکل میدهد. وقتی گیاه به اندازه مورد نظر خود رسید و ویژگیهای زیبایی را برآورده کرد، آن را به گلدان زینتی منتقل کرده و در یک چیدمان قرار میدهند.
💡 سنجاق ته گرد یا سنجاق راست، نوعی از سنجاق است که بیشتر برای متصل کردن پارچه و کاغذ بکار میرود. گونهای از این سنجاقها زینتی است و به همین منظور ته آنها با مواد رنگی پوشیده میشود. سابقه کاربرد این سنجاقها در صنایع پوشاک به صدها سال میرسد.
💡 رنگ کردن مو عملی است که باعث تغییر مصنوعی رنگ موها میشود. دلایل اصلی رنگ کردن مو برای پوشاندن موهای سفید یا برای آرایش و زینت است. رنگ آمیزی مو میتواند به صورت حرفه ای توسط یک آرایشگر انجام شود یا در خانه توسط خود فرد یا دیگران انجام بگیرد.
💡 تکنیکهای آواز شرقی بیشتر زینتی هستند، اما صدای من بیشتر دو بعدی است و کلفتتر است. سعی میکنم آهنگهایی بنویسم که با صدایم سازگار باشد. من میخواهم از هر نظر چیز جدیدی خلق کنم. و این شامل نزدیک کردن مردم در جاهای دیگر به موسیقی و روح فلسطینیان است.