لغت نامه دهخدا
علم بستن. [ ع َ ل َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب )کنایه از نصب کردن علم است. ( آنندراج ):
ز زیر چتر سیاه آید آفتاب بلند
علم به کنگر نیلی حصار بربندد.میرخسرو ( از آنندراج ).
علم بستن. [ ع َ ل َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب )کنایه از نصب کردن علم است. ( آنندراج ):
ز زیر چتر سیاه آید آفتاب بلند
علم به کنگر نیلی حصار بربندد.میرخسرو ( از آنندراج ).
( مصدر ) نصب کردن علم برافراشتن درفش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من نگویم مرتضی را تو نمی دانی امام که این زیادت بر تو بستن علم را نقصان دهد