لغت نامه دهخدا
تجلی صفاتی. [ ت َ ج َل ْ لی ِ ص ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مقابل تجلی ذاتی. جرجانی آرد: تجلی الصفاتی؛ مایکون مبدؤه صفة من الصفات من حیث تعینها و امتیازها عن الذات. ( تعریفات ). و رجوع به تجلی و تجلی ذاتی شود.
تجلی صفاتی. [ ت َ ج َل ْ لی ِ ص ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مقابل تجلی ذاتی. جرجانی آرد: تجلی الصفاتی؛ مایکون مبدؤه صفة من الصفات من حیث تعینها و امتیازها عن الذات. ( تعریفات ). و رجوع به تجلی و تجلی ذاتی شود.
مقابل تجلی ذاتی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز آنصفات خاص که مخصوص ذات تست هم ایزدی صفاتی و هم احمدی خصال
💡 از خوبی خود غیرت خوبان جهانی وز حسن و ملاحت صنم حور صفاتی
💡 در باور صوفیگرایان، موجود برتر یعنی خدا، (که صوفیان آن را «حق» مینامند) موجودی است که به هیچیک از صفاتی که در جهان ما یا در ذهن ما حضور دارند منسوب نیست.
💡 از عیسی نیز به نیکی یاد مینمایند و صفاتی مانند بردباری و معرفت را در وصف وی به کار میبرند.
💡 شیوه مهر و وفا از تو نمی باید خواست چون توان خواست صفاتی که نباشد در ذات
💡 صفاتی در دولت یازدهم مشاور فقهی معاون امور زنان رئیسجمهور بود. و در همین راستا به واتیکان مسافرت کرده و با پاپ دیدار داشتهاست.