fashiony
🌐 شیک پوش
دیکشنری انگلیسی به فارسی
📌 غیررسمی، مربوط به مد یا مربوط به آن؛ مد روز؛ مرسوم، مد روز
جمله سازی با fashiony
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 “We will see primary tones, again, rather than what’s happening at the moment, which is quite fashiony and pretty,” she says.
او میگوید: «ما دوباره رنگهای اصلی را خواهیم دید، نه آنچه در حال حاضر اتفاق میافتد، که کاملاً شیک و زیباست.»
💡 He swapped fashiony sneakers for boots that could handle rain, stairs, and twelve-hour shifts.
او کفشهای کتانی مد روز را با چکمههایی که میتوانستند باران، پلهها و شیفتهای دوازده ساعته را تحمل کنند، عوض کرد.
💡 “It was really fresh looking and very fashiony,” Lavinthal said.
لاوینتال گفت: «واقعاً ظاهر تازهای داشت و خیلی هم شیک بود.»
💡 The restaurant’s fashiony lighting photographed beautifully, yet diners stayed for humble soups and warm bread.
نورپردازی شیک رستوران به زیبایی در عکسها دیده میشد، با این حال مشتریان برای سوپهای ساده و نان گرم میماندند.