📌 آغاز یک سخنرانی در نمایشنامهی «هر طور که دوست دارید»، اثر ویلیام شکسپیر. این نمایشنامه «هفت دورهی بشر» نیز نامیده میشود، زیرا به دورههای مختلفی از زندگی یک انسان میپردازد: سالهای نوزادی، دانشآموزی، عاشقی، سربازی، قضاوت، پیرمردی نادان، و در نهایت «کودکی دوم و فراموشی محض». سخنرانی اینگونه آغاز میشود: «تمام دنیا صحنهی نمایش است، / و همهی مردان و زنان صرفاً بازیگران آن هستند...»
جمله سازی با All the worlds a stage
💡 All the world’s a stage, and … uh … some of us get assassinated in the audience.
تمام دنیا صحنهی نمایش است، و ... اه ... بعضی از ما بین تماشاچیان ترور میشویم.
💡 Listening carefully, he realized Agnew was reciting a famous Shakespearean soliloquy: “All the world’s a stage, and all the men and women merely players; they have their exits and their entrances.”
با دقت گوش داد و متوجه شد که اگنیو در حال خواندن یک تکگویی معروف شکسپیر است: «تمام دنیا صحنهی نمایش است و همهی مردان و زنان صرفاً بازیگران آن؛ آنها ورود و خروجهای خودشان را دارند.»
💡 All the world’s a stage, and all the cadets are merely players.
تمام دنیا صحنهی نمایش است، و تمام دانشجویان صرفاً بازیگرند.
💡 As part of our conversation, we decided that Shakespeare was right: "All the world's a stage" and we had both played many roles.
در بخشی از مکالمهمان، به این نتیجه رسیدیم که شکسپیر درست میگفته: «تمام دنیا صحنهی نمایش است» و هر دوی ما نقشهای زیادی بازی کرده بودیم.