تجلی ذاتی

لغت نامه دهخدا

تجلی ذاتی. [ ت َ ج َل ْ لی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تجلیی است که مبداء آن ذات بود بی اعتبار صفتی از صفات، هرچند که این تجلی جز بواسطه اسماء و صفات حاصل نمیشود. چه حق تعالی از حیث ذات بر موجودات تجلی نکند و تجلی او از وراء حجابی از حجابهای اسم بود. ( از تعریفات ). و رجوع به تجلی شود.

فرهنگ فارسی

تجلیی است که مبدا آن ذات بود بی اعتبار صفتی از صفات هر چند که این تجلی جز بواسطه اسمائ و صفات حاصل نمیشود. چه حقتعالی از حیث ذات بر موجودات تجلی نکند و تجلی او از ورائ حجابی از حجابهای اسم بود.

جمله سازی با تجلی ذاتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و سالک باید که از محبوب استعانت نماید تا او را از او بستاند تا قابل تجلیات ذاتی شود، آنگاه از هر ذرۀ وجود او آواز اناالحق و سبحانی برآید و باید که در این مقام انانیّت او رفع و فانی شود که تو نه اوئی ولیکن همه اوست، نظم:

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز