بلا انگیزی

لغت نامه دهخدا

بلاانگیزی. [ ب َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل بلاانگیز. حالت بلاانگیز. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با بلا انگیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای دیده اگر هزار سیل انگیزی خاک همه تبریز به خون آمیزی

💡 چون عرض دهی ز لعل خود لولو حالی ز وجود ما، زر انگیزی

💡 گه سحردهی به چشم جادویش گه بیضه ی عاج عنبر انگیزی

💡 ای صبح چرا اسبِ ستیز انگیزی یعنی به دمی آتشِ تیز انگیزی

💡 جنون دارد ز مغز استخوانم شعله انگیزی به طوف سوختن هم‌کسوت شمع است احرامم

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز