یوحی
در برخی فرهنگهای لغت فارسی مانند «ناظمالاطباء» و «منتهیالارب»، «یوحی» بهعنوان اسم به کار رفته و به معنای «آفتاب»، «خورشید»، «خور» یا «مهر» آمده است. در این کاربرد اسمی، «یوحی» گاه شکل دیگر واژه «یوح» دانسته میشود و بیشتر در متون کهن، ادبی یا لغوی دیده میشود و در زبان امروز رایج نیست.
در کاربرد دوم که رایجتر و شناختهشدهتر است، «یُوحی» فعل مضارع از ریشه «وحی» است و به معنای «وحی میکند» یا «الهام میفرستد» به کار میرود. واژه «وحی» در اصل به معنای «اشاره سریع و پنهانی» است و به انتقال معنا بهصورت رمزگونه، پوشیده و غیرآشکار دلالت دارد. به همین دلیل، «یُوحی» هم در مورد وحی الهی به پیامبران و هم در مواردی مانند الهام غریزی به حیوانات، مانند آیه «وَأَوْحَىٰ رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ»، استفاده شده است. در متون دینی و قرآنی، معنای فعلی «یُوحی» بسیار رایجتر است و معمولاً به عمل الهی انتقال پیام و معنا اشاره دارد.
لغت نامه دهخدا
یوحی. [ حا ]( ع اِ ) یوح. آفتاب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خور.مهر. یوح. خورشید. ( یادداشت مؤلف ). گاهی یوح را یوحی گویند. ( از نشوءاللغة ص 28 ). و رجوع به یوح شود.
یوحی. [ حا ] ( اِخ ) یوحا. نام خاخامی پرخواره. ( یادداشت مؤلف ).
- امثال:
مثل یوحی. ( امثال و حکم دهخدا ). و رجوع به یوحاشود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی یُوحِی: وحی می کند (وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک الی النحل"...
معنی یُوحِیَ: که وحی کند
ریشه کلمه:
وحی (۷۸ بار)
جمله سازی با یوحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماه میگوید به خاک و ابر و فی من بشر بودم ولی یوحی الی
💡 محمد بن کعب گفت: قسم است که رب العالمین یاد کرده، یعنی «اقسم اللَّه بحلمه و مجده و سنائه و علمه و قدرته» انه کذلک یوحی الیک و الی الذین من قبلک» ای کما اوحینا الی سائر الانبیاء من قبلک کذلک نوحی الیک.
💡 إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحی ای ما هذا القران الا وحی من اللَّه یوحی الیه.