لغت نامه دهخدا
باد بمشت پیمودن. [ ب ِ م ُ پ َ / پ ِ دَ ] ( مص مرکب ) کوشش بیفایده و امر لغو کردن. ( آنندراج ). رجوع به باد شود.
باد بمشت پیمودن. [ ب ِ م ُ پ َ / پ ِ دَ ] ( مص مرکب ) کوشش بیفایده و امر لغو کردن. ( آنندراج ). رجوع به باد شود.
کوشش بیهوده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حریفان، جام افسون تغافل چند پیمودن بهار است از فراموشان رنگ رفته هم یادی
💡 توگو و لئونارد در شرایطی سخت و با پیمودن مسافتی نزدیک به ۷۰۰ مایل برای نجات شهر نوم از همهگیری دیفتری، اقدام میکنند. داستان این فیلم برگرفته از واقعیت میباشد.
💡 فیلم در مورد سه مأمور پلیس متفاوت در بروکلین است که بعد از پیمودن مسیرهای مختلفی که در پی گرفتهاند، گذر همگی شان به یک منطقه خطرناک در شهر میافتد.
💡 من و گریان چو ابر از غم، من و نالان چو نی هر دم تو و خندان به رنگ گل، تو و پیمانه پیمودن
💡 هر چه هستی است از دست و آنچه نیستی ازین، کوشش عاشق بی التفات معشوق آب به هاون سودن است و مهتاب به گز پیمودن، فرد:
💡 گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار میکنند. حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمیدهند.