لغت نامه دهخدا
کیشت.( اِ ) کوره مز و شیر مخلوط با دوغ. ( ناظم الاطباء ) ( ازاشتینگاس ). || گورماست. ( ناظم الاطباء ).
کیشت.( اِ ) کوره مز و شیر مخلوط با دوغ. ( ناظم الاطباء ) ( ازاشتینگاس ). || گورماست. ( ناظم الاطباء ).
کیشت (بایرن). کیشت ( به آلمانی: Kist ) یک شهر در آلمان است که در Würzburg واقع شده است.
💡 پیش سخن و مذهب و کیشت میرم پیش لب و چشم نوش و نیشت میرم
💡 لطفی به بنده خسرو از تیر غمزه تو آماج کرد سینه، بیرون نشد ز کیشت
💡 رخت، عهد دلها، از آن داد فتوی بفرمان من غمزه جور کیشت
💡 رفتم ز درت ز جور، بیش از پیشت از طعن رقیب گبر کافر کیشت
💡 چو روزگار جفا کیشت ای پسر پرورد ننالم از تو اگر خوی روزگارتر است