کوره مز

لغت نامه دهخدا

کوره مز. [ رِ م َ ] ( اِ ) شیر مخلوط با دوغ و گورماست. ( ناظم الاطباء ). غذایی از شیر و ماست. ( از اشتینگاس ).

فرهنگ فارسی

شیر مخلوط با دوغ و گورماست. غذایی از شیر و ماست

جمله سازی با کوره مز

💡 گهی خوردی سرم بر سقف کوره گهی پایم فرو رفتی به شوره

💡 تا کوره بآذر بفروزاند مردم تا باغ بآزار بیاراید دادار

💡 همی سخن ها گرم آیدم کز آتش دل دهان چو کوره شد و شد زبان درو اخگر

💡 روند صاف دلان بی تعلق از دنیا برون ز کوره آتش دوید مینا سبز

💡 ز آتش پولاد رمح و تابش دم هر نفس سینه گردون شدی چون کوره آهنگری

💡 وز بهر سپند عارضت گل را در کوره ی مالک افکند رضوان

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز