کندوج

لغت نامه دهخدا

کندوج. [ ک َ ] ( معرب، اِ ) معرب است و آن ظرفی است مانند خم بزرگی که از گل سازند و در آن غله نگاه دارند. ( منتهی الارب ). ظرف بزرگ گلین که پر از غله کنند و به هندی کوطهی گویند و کندو، کندوک، کندوله نیز گویند. ( آنندراج ). آوند گلی که در آن غله ریزند. ( ناظم الاطباء ). کندو. ( دهار ): خرمنی باشد ثلث وی به صدقه دادند و ثمن وی برای نفقه و تخم بازگرفتند و خمس باقی از بهر برزیگری بگذاشتند و سبع باقی در کندوج افکندند بیست کسری بماند اصل این خرمن چند بوده است. ( یواقیت العلوم ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کندو شود.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) ظرفی گلین مانند خمی بزرگ که آنرا پر از غله کنند کندوج: از تو دارم هر چه در خانه خنور وز تو دارم نیز گندم در کنور. ( رودکی ) ۲ - ظرفی یا جعبه ای چوبین یا حصیری که برای نگهداری زنبور های عسل و عسل گرفتن از آنها سازند. یا نیلگون کندو. آسمان: زین فاحشه گنده پیر زاینده بنشسته میان نیلگون کندو. ( ناصر خسرو )

جمله سازی با کندوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معماری سنتی روستایی در صومعه سرا به تجربه گرانبهای گذشتگان تکیه داشته و هماهنگ با عوامل محیطی پدید آمده‌است که در چگونگی معماری عوامل آب و هوایی همچون باران مداوم، وزش بادها، طبیعت و مواد موجود در دسترس نقشی اساسی دارد و در بعضی مناطق نوع خانه‌ها مانند تلمبار، کندوج و… در ارتباط مستقیم با کار کشاورزی است.