لغت نامه دهخدا
کوردین پوش. ( ن مف مرکب ) کوردین پوشیده. آنکه کوردین پوشیده باشد:
چون دیدکه دیلم است خاموش
کردش ز کلاله کوردین پوش.نظامی ( الحاقی ).و رجوع به کوردین شود.
کوردین پوش. ( ن مف مرکب ) کوردین پوشیده. آنکه کوردین پوشیده باشد:
چون دیدکه دیلم است خاموش
کردش ز کلاله کوردین پوش.نظامی ( الحاقی ).و رجوع به کوردین شود.
کور دین پوشیده. آنکه کور دین پوشیده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوردین یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر خواف استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، باریت است.