لغت نامه دهخدا
پیل هوائی. [ ل ِ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از ابر باشد که عربان سحاب گویند. ( برهان ). پیل معلق درهوا.
پیل هوائی. [ ل ِ هََ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از ابر باشد که عربان سحاب گویند. ( برهان ). پیل معلق درهوا.
کنایه از ابر باشد که عربان سحاب گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوائی را خدائی خوانی آنگاه فرو بندند بر تو یکسر آن راه
💡 پس از ادغام و تغییر نام هواپیمایی آمریکایی، در حال حاضر، «جفری گیتومر» تنها مسافر آمریکائی است که تاکنون در آمریکا از استفاده از خطوط هوائی آمریکا، منع شدهاست.
💡 ز اشک و آه ای دل بی صبر و سکون شکوه مکن داشت کی ملک وفا آب و هوائی به از این
💡 جَگرَن محمداحسانخان به سمت پیلوت،موصوف با ارتقای رتبه به فرماندهی قومندان قوای هوائی مقرر گردید.
💡 زمانه را نبود هیچ کام و هیچ هوائی جز آنکه کام روا داردش به کام و هوا بر