لغت نامه دهخدا
پهلوان کچل. [ پ َ ل َ / ل ِ ک َ چ َ ] ( اِ مرکب ) نام یکی از بازیها [ تآترها ] ی ِ متداول ایران است که مقلدین و بازیگرها در مجالس عروسی و غیره آن را می نمودند. فسوسی. رجوع به فسوسی شود. قهرمان خیمه شب بازی. پهلوان کچلک.
پهلوان کچل. [ پ َ ل َ / ل ِ ک َ چ َ ] ( اِ مرکب ) نام یکی از بازیها [ تآترها ] ی ِ متداول ایران است که مقلدین و بازیگرها در مجالس عروسی و غیره آن را می نمودند. فسوسی. رجوع به فسوسی شود. قهرمان خیمه شب بازی. پهلوان کچلک.
نام یکی از بازیهای متداول ایرانی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزد نعره ای پهلوان دلیر به سوی نریمان چو ارغنده شیر
💡 دریغ آن سرو افسر شهریاری دریغ آن قد و قامت پهلوانی
💡 قضا را برآمد یکی تیره گرد جوان پهلوان رو سوی گرد کرد
💡 کسی را که رستم بود پهلوان سزد گر بماند همیشه جوان
💡 برآویخت با او جهان پهلوان شد از گردشان قیرگون آسمان
💡 به ایران کس اورا نخوانیم شاه نه بهرام را پهلوان سپاه