لغت نامه دهخدا
نان خرچنگ. [ ن ِ خ َ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ماه است به اعتبار اینکه برج سرطان خانه اوست. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
نان خرچنگ. [ ن ِ خ َ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از ماه است به اعتبار اینکه برج سرطان خانه اوست. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).
کنایه از ماه است باعتبار اینکه برج سرطان خانه اوست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرچنگ کجآهنگ بر ماهی زیبا چون دیوکجآیین به بر حور جنانست
💡 ماهی که بود راسترو از کس نهراسد خرچنگ کجآهنگ نهان و نگرانست
💡 اپسیلون خرچنگ یک ستاره است که در صورت فلکی خرچنگ قرار دارد.
💡 امیکرون¹ خرچنگ یک ستاره است که در صورت فلکی خرچنگ قرار دارد.
💡 در این دریا چه ماهی و چه خرچنگ که هر یک گوهری دارند در چنگ
💡 ز آب بحر ضمیر منیر او شاید که عکس مهر نماید کثیف چون خرچنگ