مرافعه کردن
مترادفها
دعوا کردن، مشاجره کردن، مجادله کردن
لغت نامه دهخدا
مرافعه کردن. [ م ُ ف َ / ف ِ ع َ / ع ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، دعوا کردن. محاجه و مشاجره نمودن.
فرهنگ فارسی
دعوا کردن
جمله سازی با مرافعه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مجمع البيان در ذيل آيه: (و يقولون آمنا بالله...) گفته: بعضى گفته اند: اينآيات در شاءن مردى از منافقين نازل شد كه بين او و مردى يهودى مرافعه اى بود، يهودىپيشنهاد كرده بود كه مرافعه را نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) ببرند، ولىمنافق حاضر نشد و پيشنهاد كرد كه نزد كعب بن اشرف بروند.
💡 گروهى از شاميان نيز به طرفدارى از مرد شامى برخاستند، و مرافعه را به حضورشخص معاويه بردند.
💡 در فـتـوحـات مكيه در وصف مهدى آل محمد صلوات الله عليهم ) چنين آمده است: يقسمالمـال بـالسـويـة، و يـعـدل فـى الرعـيـة و يـفـصـل فـى القـضـيـة....الخ كـهمـال را بى تفاوت و باندازه تقسيم مى كند و ميان ملت و رعيت به عدالت رفتار مى كند، ودر دعوى و مرافعه، به حق داورى مى نمايد ـ الخ.
💡 پس به نزد قاضى آن زمان مرافعه بردند، قاضى گفت: من حكم قضيه شما را نمى دانم، برويد به نزد سه برادر كه از فرزندان غنامند.
💡 آن زنى كه دختر زائيده بود، پسر زن ديگر را برداشت، و دختر نوزادش را به جاى وىگذاشت و در نتيجه ميان آن دو زن مرافعه اى پيش آمد و قرار شد على (عليه السلام )داورى كند.