قره کپنک

لغت نامه دهخدا

قره کپنک. [ ق َ رَ ک َ پ َ ن َ] ( اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش فریمان شهرستان مشهد در 35 هزارگزی شمال باختری فریمان. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 110 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات. شغل مردم زراعت است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان احمد آباد بخش فریمان شهرستان مشهد که در ۳۵ هزار گزی شمال باختری فریمان واقع است.

جمله سازی با قره کپنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کپنک‌پوشم و از طایفه‌های دگرم شرف این بس که تو را یافته‌ام در کپنک

💡 در میان همه مرغان چمن از سر صدق داشت بر گردن خود قمری نالان کپنک

💡 لباس نمدی: کپنک در زبان کُردی به معنی پوششی از جنس نمد که در زمستان در دهه‌های گذشته‌استفاده میشده است و شاید علت نام‌گذاری این اسم پوشش نمدی بوده که مردم روستا داشته‌اند.

💡 من نه تنها نمد فقر و فنا می پوشم دیده ام بر کتف خسرو دوران کپنک

💡 چونکه بر سحره فرعون عصا شد ثعبان داشت از دلبر خود موسی عمران کپنک

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز