شهاب اسعد

لغت نامه دهخدا

شهاب اسعد. [ ش ِ ب ِ اَ ع َ ] ( اِخ ) از رجال دوره سلجوقی است و به نیابت از نصر کاتب طغرانویس دربار محمود بود. رجوع به غزالی نامه ص 312 شود.

جمله سازی با شهاب اسعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهر تو برآمیزد پاکی به گناه اندر قهر تو درانگیزد دیوی به شهاب اندر

💡 ملک یزدان را مؤیّد دین یزدان را شهاب آفتاب عقل و علم و مایهٔ فرهنگ و هنگ

💡 ابراهیم شهاب (عربی: إبراهيم شهاب؛ زادهٔ ۲۰ ژانویهٔ ۱۹۸۶) بازیکن فوتبال اهل کویت بود.

💡 ز تیغ همچو شهابش همان رسد به عدو کجا رسد ز شهاب فلک به دیو رجیم

💡 زیرانگ، روستایی در دهستان سوزا بخش شهاب شهرستان قشم در استان هرمزگان ایران است.که دارای قبرستان های قدیمی زیاد است.وجود این قبرستان ها نشان از این دارد که در این منطقه آبادی بوده که از بین رفته است.

💡 شجرهٔ خاندان شهابیون تا امروز ادامه داشته‌است. فؤاد شهاب سومین نخست‌وزیر لبنان، از همین خانواده بود.