سخت ساق

لغت نامه دهخدا

سخت ساق. [ س َ ] ( ص مرکب ) ثابت قدم. ( رشیدی ):
برسم چاکران چون سخت ساقان
کمر دربست بر درگاه خاقان.امیرخسرو ( از آنندراج ).|| پرزور. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ثابت برقرار پایدار.

جمله سازی با سخت ساق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین و آسمان زان در رمیدست که بار عهده آن سخت دیدست

💡 خود ز سستی سخت ناچیز آمد او نام بودش روستم؛ حیز آمد او

💡 تو باید سرم را ببینی به طشت به پیش آیدت سخت تر سرگذشت

💡 خود را شکند ز سختی بیحد خصم ریزد دم شمشیر چو پرشخ باشد

💡 فلک در خیلش از جوزا کمربند ظفر با بند تیغش سخت پیوند

💡 که شاها یکی کار پیش است سخت ولیکن سرانجام با ماست بخت

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز