لغت نامه دهخدا
سبق تاش. [ س َ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) هم سبق. هم درس. هم شاگردی. ( آنندراج ) ( استینگاس ).
سبق تاش. [ س َ ب َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) هم سبق. هم درس. هم شاگردی. ( آنندراج ) ( استینگاس ).
هم سبق هم درس هم شاگردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بعد نامتناهی به طول برده سبق تباعدی که کمال تو را ز نقصان است
💡 ما كان لنبى ان يكون له اسرى حتى يثخن فى الارض تريدون عرض الدنيا و اللهيريد الاخرة و الله عزيز حكيم لولا كتاب من الله سبق لمسكم فيها اخذتم عذاب عظيم (223)
💡 طوطی من سبق از سینه خود می گیرد پشت آیینه مرا مانع گویایی نیست
💡 به طفلی بسته ام دل،کز دبستانش سبق گیرد بهاران سست عهدی، شاهد گل بی وفایی را
💡 تا سبق بردم بقوس قامت از گردون پیر شد دل دانشورم تیر و دو پیکر پیکرم
💡 الحمدلله الذى كان فى اوليته وحدانيا و فى ابتدا ما ابتدع و انشاءما خلق، على غيرمثال كان سبق مما خلق