زبردست کسی دکا

لغت نامه دهخدا

زبردست کسی دکان گرفتن. [ زَ ب َ دَ ت ِ ک َ دُک ْ کا گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایت است از بر آن کس برتری جستن. در مقابل او دکان دعوی آراستن. در حوزه حق او وارد شدن. نظیر: رودست کسی زدن. روی دست دیگری رفتن. بالا دست کسی زدن:
جواب داد که هان ای سخن فروش مگیر
بپای حیله زبردست اوستاد دکان.بدیعی سیفی ( از مونس الاحرار ).

جمله سازی با زبردست کسی دکا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4. علاقه مندى زبردستان به زيردستان و اطاعت زيردستان از زبردستان؛

💡 کند سرپنجهٔ افتادگی، صید زبردستان سپاه خاکساران را، نوا هرگز نمی باشد

💡 خصم بیجا به زبردستی خود می نازد زودتر پاره کند زه، چو کمان پرزورست

💡 از دست تو ای دست تو از چرخ زبردست وز خط تو ای خط تو فرمانده کشور

💡 کیست دیگر تا تواند دست با من کوفتن؟ کآسمان باآن زبردستی بود در خاک من

💡 ((شكيب ارسلان )) ملقب به امير البيان يكى از نويسندگان زبردست عرب در عصرحاضر است.