رحمن بیگی

لغت نامه دهخدا

رحمن بیگی. [ رَ مام ْ ب َ ] ( اِخ ) اسم طایفه ای است از ایلات کرد ایران که در مصطفایی و دورویی و بسیری و بیانی، در روانسر و ماهیدشت سکنی دارند. ( جغرافیای سیاسی کیهان ).

فرهنگ فارسی

اسم طایفه ایست از ایلات کرد ایران که در مصطفایی و دو رویی و بسیری و بیانی در روانسر و ماهیدشت سکنی دارند.

جمله سازی با رحمن بیگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو از ره به نزدیک موصل رسید ز کارش خبر، عبد رحمن شنید

💡 کیست انسان من آن جلوه روحانی دل که بعرش دل من صورت رحمن منست

💡 فرمود: مى گويى: يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ! ثبت قلبى على دينك

💡 هرکجا در هر دو عالم رحمتست جمله را از عرش رحمن قسمتست

💡 (يا حى يا قيوم ياذالجلال و الاكرام يا اللّه يا رحمن يا رحيم يا ارحم الراحمين )

💡 گفتند: تاويل ماحى چيست ؟ فرمود: محو كننده صورت بتها، و محو كننده بتها و تيرهاىقمار و هر معبودى غير خداى رحمن.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز