لغت نامه دهخدا
ده اکبر عباس. [ دِه ْ اَ ب َ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در بیست هزارگزی شمال باختری سکوهه. سکنه آن 650 تن می باشد. آب آن از رودخانه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده اکبر عباس. [ دِه ْ اَ ب َ ع َب ْ با ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در بیست هزارگزی شمال باختری سکوهه. سکنه آن 650 تن می باشد. آب آن از رودخانه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرو و مه اگر نیست رخ و قامت اکبر از بهر چه آمد سر بی تن تن بی سر
💡 حلقه گیسوی اکبر قلب لیلای غریب هر دو پیچانند اما این کجا و آن کجا
💡 خاقان اکبر آنکه ز دیوان نصرت است بر صد هزار عید برات مقررش
💡 الله اکبر از لب آبی که نیم شب نوشید و سر زد از جگر الله اکبرش
💡 شمشیر مهر سازد و گیرد عروس ملک فرزانه شاه اکبر غازی کامگار
💡 توگوئی خواست تا از سعد اکبر من این پیغامت آرم نزد خدام