دشت غران

لغت نامه دهخدا

دشت غران. [دَ غ َرْ را ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس. سکنه آن 393 تن. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و پنبه. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

جمله سازی با دشت غران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو دید چوگان مر شاه را چو غران شیر به دستش اندر خود را چو مار پیچان کرد

💡 باز این دل دیوانه زنجیر همی برد چون برق همی رخشد، مانند اسد غران

💡 تپه غران مربوط به دوره اشکانیان است و در ۸ کیلومتری شمالغربی موسیان، جاده موسیان واقع شده و این اثر در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۹۸۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 فرمانده سپاه پيغام داد: آيا گمان مى كنى كه مرا به نزد يكى از بقالهاى كوفهفرستاده اى، آيا نمى دانى كه مرا به نزد شير غران و شمشير بران در دست دلاور دوراناز خاندان بهترين مردم جهان فرستاده اى ؟

💡 غرنده یعنی کسی که دارد می‌غرد؛ ولی غران اشاره به حال غریدن دارد. زیبنده نیز به معنی لایق و سزاوار و شایسته است، و زیبا به معنی دارای ویژگی زیبندگی (زیبیدن) و قشنگ و به‌اصطلاح خوشگل است.

💡 عقل آهوییست حیران، عشقست شیر غران بگریخت عقل ترسان،عشق غضنفر آمد

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز