لغت نامه دهخدا
حساب پاک کردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روشن کردن حساب و معامله. رجوع به ترکیبات حساب شود.
حساب پاک کردن. [ ح ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روشن کردن حساب و معامله. رجوع به ترکیبات حساب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فردا که به محشر اندر آید زن و مرد وز بیم حساب رویها گردد زرد
💡 سبحهٔ صد دانه از بهر حساب ساغر است ور نه یک جو خاصیت در سبحهٔ صد دانه نیست
💡 کسی که این همه حسنش دهند، بی آن نیست که شمه ای ز حساب ستمگری داند
💡 مستم و خورده شراب بی حساب هر که بیند گویدم خورده شراب
💡 اگر ز بنده به گستاخیئی نیفتد حمل هنوز کار حساب و رکاب را شاید
💡 و رسول (ص) گفت، «در قیامت ندا کنند و آواز دهند که برخیزید. هرکه عفو کرده است، مزد وی بر حق سبحانه و تعالی است. چندین هزار خلق برخیزند و به بهشت شوند بی حساب که عفو کرده باشند از مرد و زن.