«تخت کیان» در ادبیات فارسی و بهویژه در شاهنامه، به معنای تخت سلطنتی پادشاهان و شهریاران ایران باستان است و در واقع نماد قدرت، شکوه و فرمانروایی پادشاهان اسطورهای ایران به شمار میرود. این واژه از ترکیب «تخت» به معنای جایگاه پادشاهی و «کیان» به معنای پادشاهان و خاندان کیانی گرفته شده است و در مجموع به جایگاه سلطنتی شاهان کیانی اشاره دارد. در متون حماسی، این تخت تنها یک صندلی یا جایگاه فیزیکی نیست، بلکه نشانهای از مشروعیت، اقتدار و عظمت پادشاهی ایرانی است. در شاهنامه بارها از تخت کیان به عنوان نماد حکومت پادشاهان بزرگ مانند فریدون، کیخسرو و دیگر شاهان اسطورهای یاد شده است. این تخت در ذهن ایرانیان باستان، جایگاهی مقدس و باشکوه داشته و رسیدن به آن به معنای رسیدن به بالاترین مقام حکمرانی بوده است. در اشعار حماسی، نشستن بر تخت کیان نشاندهنده پیروزی، عدالت و استقرار حکومت قدرتمند است و به نوعی آرمان حکومت عادلانه را نشان میدهد. شاعران بزرگی مانند فردوسی از این مفهوم برای بیان شکوه ایران و پادشاهی استفاده کردهاند و آن را نماد عظمت ملی دانستهاند. در بسیاری از ابیات، تخت کیان در برابر دشمنان ایران قرار میگیرد و نشانه برتری و استقلال ایرانیان معرفی میشود. همچنین این واژه در فرهنگ ادبی فارسی به صورت استعاری نیز به کار رفته و گاهی به معنای قدرت، عزت و جایگاه رفیع اجتماعی استفاده شده است. بنابراین این اصطلاح تنها یک مفهوم تاریخی نیست، بلکه نمادی از شکوه پادشاهی ایران باستان و جایگاه بلند قدرت در فرهنگ و ادبیات فارسی به شمار میآید.
تخت کیان
ویکی واژه
تختکیان
نخستین تخت سلطنت شهریاران ایران باستان. ترا باید ایران و تخت کیان/ مرا بر در تُرک بسته میان «فردوسی»
جمله سازی با تخت کیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن پس به تخت کیان برنشست در بار بگشاد و لب را ببست
💡 چوگفتند با رستم ایرانیان که هستی تو زیبای تخت کیان
💡 ز دنبر بیامد سرافراز مای به تخت کیان اندر آورد پای
💡 شکرلله سرور مهر افسر گردون سریر وارث ملک سلیمان صاحب تخت کیان
💡 که روز بزم بر تخت کیانی فریدونست و روز رزم رستم