حافظ حاجی بیک

لغت نامه دهخدا

حافظ حاجی بیک. [ ف ِ ب َ ] ( اِخ ) قزوینی و مقبول عامه است. خواننده خوبی است و موزون هم هست، این مطلع از اوست:
ما باتو خورده ایم می و بی تو کی خوریم
خون جگر خوریم اگر بی تو می خوریم.( ترجمه مجمعالخواص ص 295 ).

فرهنگ فارسی

قزوینی و مقبول عامه است خواننده خوبی است

جمله سازی با حافظ حاجی بیک

💡 4 شب، حافظ جسم وسلامتى است، چنانكه لباس، حافظ بدن است. (الليل لباسا)

💡 در آسمان، نه عجب، گَر به گفته‌یِ حافظ، سُرودِ زُهره به رقص آوَرَد مَسیحا را.

💡 آن که در طرزِ غزل نکته به حافظ آموخت یارِ شیرین‌سخنِ نادره‌گفتارِ من است

💡 حافظ که خوب گفتست این هشت بیت اینجا مانا که آمدست آن در وصف تو کماهی

💡 خیالی شاعر توانمند عثمانی در این عصر متولد شد که به حافظ آسیای صغیر شهرت دارد.

💡 حافظ از حشمتِ پرویز دگر قصه مخوان که لبش جرعه کش خسرو شیرین من است