لغت نامه دهخدا
( آذرآبادگون ) آذرآبادگون. [ ذَ ] ( اِ مرکب )آتشگاه. گلخن. کوره آهنگری و امثال آن. ( برهان ).
( آذرآبادگون ) آذرآبادگون. [ ذَ ] ( اِ مرکب )آتشگاه. گلخن. کوره آهنگری و امثال آن. ( برهان ).
( آذر آبادگون ) آتشگاه کوره آهنگری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (زبان محلی این روستا عموما ترکی اذری است)
💡 اذر به جای لالهٔ کوهی است با فروغ آذر به جای سوسن جویی است آبدار
💡 آتشكده بزرگ اذر در ايران كه هزاران سال بود رنگ خاموشى بخود نديده بود از فروغپيامبر(ص ) رو به سردى گذاشت.