لغت نامه دهخدا
برسنگ. [ ب َ س َ ] ( اِ مرکب ) پا سنگ است که آنرا بارسنگ هم گویند. ( آنندراج ). پاره سنگ. پارسنگ.
برسنگ. [ ب َ س َ ] ( اِ مرکب ) پا سنگ است که آنرا بارسنگ هم گویند. ( آنندراج ). پاره سنگ. پارسنگ.
پا سنگ است که آنرا بارسنگ هم گویند پاره سنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زین غم مگر شکسته سراپای آب نهر بس تن برهنه سرزده برسنگ آبشار
💡 ما شیشه سالوس و ریا از سر اخلاص در عشق تو برسنگ ملامت بشکستیم
💡 در شیشه کنم مهر و هوای دگران در پیش توی ای نگار برسنگ زنم
💡 سفال از بهر می جستم در دیر مغان ناگه خضر برسنگ دلها زد سبوی آب حیوانش
💡 دل را فلک آخر بهگدازی نپسندید هیهات چه برسنگ زد این شیشهگراز ما