ابو قران

لغت نامه دهخدا

ابوقران. [ اَ ؟ ] ( اِخ ) از مردم نصیبین. او گمان میکرد در صنعت کیمیا بعمل اکسیر تام دست یافته است و وی را در نزد اهل این صناعت محل و اعتباری است و ابن وحشیه از او نام میبرد. او راست: شرح کتاب الرحمه جابر. کتاب الخمائر. کتاب البلوغ. کتاب شرح الأثیر. کتاب التصحیحات. کتاب البیض. کتاب الفرقین المسبع. کتاب الاشاره. کتاب التمویه. ( ابن الندیم ).

فرهنگ فارسی

از مردم نصیبین

جمله سازی با ابو قران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگذشت دور عاقلان آمد قران ساقیان بر ریز یک رطل گران بر منکر این قاعده

💡 آری چو ماه و زهره به یک جا قران کنند عیش و نشاط و شادی و لهو اقتضا کند

💡 با نزول آیات مربوط به فرزندپذیری، جاری شدن قوانین مربوط به فرزندان زیستی در خصوص فرزندخوانده‌ها لغو شد. آیات قران دربارهٔ فرزندپذیری را می‌توان در چند گروه دسته‌بندی کرد.

💡 اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق الليل و قران الفجر ان قران الفجر كانمشهودا:

💡 هر نفس خورشید روئی را بود با من قران لاجرم هر ساعتی در احتراقست اخترم

💡 688- موطاءمالك، ح 40، باب قران فى الحج، ص 336؛ تاريخ ابن كثير، ج 5،ص 129. السقيا مركز دهستانهايى بر سر راه مكه است.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز