گوهر گداز

لغت نامه دهخدا

گوهرگداز. [ گ َ / گُو هََ گ ُ ] ( نف مرکب ) گوهرگدازنده. آنکه گوهر را گدازد. || کنایه از شیشه گران است: آخر از ریگ گوهرگدازان چنان شیشه صافی کردند و از شوره خاک جهان این قالبهای لطیف ظاهر کرده اند. ( معارف بهاء ولد ص 120 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آنکه جواهر را بگدازد. ۲ - شیشه گر: آخر از ریگ گوهر گدازان چنان شیشه ای صافی کردند و از شور. خاک جهان این قالبهای لطیف ظاهر کرده اند.

جمله سازی با گوهر گداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لطف و قهرش سبزه پرور سازد و گوهر گداز قطره در قعر سقر، وندر تک دریا شرار

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز