گلو نوک

لغت نامه دهخدا

گلونوک. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان القورات بخش حومه شهرستان بیرجند که در 42هزارگزی شمال باختری بیرجند واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه آن 56 تن است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان القورات بخش حوم. شهرستان بیرجند

جمله سازی با گلو نوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز نوک هر مژه خون جگر نیفشانده نیامده به گلو شیر صافیم چو زلال

💡 سمور سنگی از نظر مشخصات فیزیکی شباهت زیادی به سمور جنگلی دارد اما اندازه آن کوچک‌تر است و زیستگاهش نیز کمی متفاوت است. بخش سفیدرنگ نوک‌دار روی گلوی آن‌ها مهم‌ترین ویژگی برای تشخیص این حیوان از سمور جنگلی است. همچنین دم سمور سنگی کوچکتر، سرش باریکتر و لاغرتر است و گوش‌هایی کوتاهتر و مدورتر با فاصله بیشتر دارد. نوک دماغ سمور سنگی هم رنگ بنفش یا خاکستری دارد اما نوک دماغ سمور جنگلی سیاه است. ضمن اینکه سمور جنگلی فقط در جنگل‌هایی با پوشش درختی خوب زندگی می‌کند اما سمور سنگی در انواع متنوع‌تری از زیستگاه‌های جنگلی و دشتی زندگی می‌کند.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز