کوکنده

لغت نامه دهخدا

کوکنده. [ ک َ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گیلخواران که در بخش مرکزی شهرستان شاهی واقع است و 470 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با کوکنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تکیه چهل تن مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان جویبار، بخش مرکزی، دهستان حسن رضا، روستای کوکنده واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۷۹۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 امامزاده حبیب‌الله مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان جویبار، بخش مرکزی، دهستان حسن رضا، روستای کوکنده واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۷۹۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.