لغت نامه دهخدا
هرز دادن. [ هََ دَ ] ( مص مرکب ) هدر دادن. تلف کردن. روان کردن آب به زمین های لم یزرع. ( یادداشت به خط مؤلف ).
هرز دادن. [ هََ دَ ] ( مص مرکب ) هدر دادن. تلف کردن. روان کردن آب به زمین های لم یزرع. ( یادداشت به خط مؤلف ).
(هَ. دَ ) (عا. ) (مص م. ) (عا. ) ۱ - روان کردن آب در زمین های لم یزرع. ۲ - هدر دادن، تلف کردن.
(مصدر ) ۱- روان کردن آب درزمین های لم یزرع. ۲- هدردادن تلف کردن.
(عا.)
روان کردن آب در زمینهای لم یزر
هدر دادن، تلف کردن.
💡 مدیریت خوب درخت در سالهای اول ضروری است. گردو درخت تشنهای است و خاک باید همیشه در طول فصل رشد مرطوب باشد تا رشد جدید حفظ شود. استفاده از کودهای نیتروژن و پتاسیم همراه با آبیاری در طول فصل رشد باعث رشد عالی درختان جوان شدهاست. درختان جوان باید از رقابت علفهای هرز دور نگه داشته شوند. از علفکشها برای کنترل علفهای هرز در ردیف درختان استفاده میشود اما از علفکشهای سیستمیک نباید در اطراف درختان جوان استفاده شود. حتی در جاهایی که از علفکشهای غیرسیستمیک استفاده میشود، قرار دادن محافظهای مقوایی یا پلاستیکی در اطراف تنه و یک محافظ روی سمپاش علفهای هرز برای جلوگیری از ریختن اسپری روی تنه و شاخ و برگ، ایمنتر است. وجین دستی نیز ممکن است در اطراف درخت مورد نیاز باشد.