هردری

لغت نامه دهخدا

هردری. [ هََ دَ ] ( ص نسبی ) هرجایی. آنکه هردم به دری روی آورد. که هردم به در خانه ای رود:
آن یکی نوری ز هر عیبی بری
وین یکی کوری، گدایی هردری.مولوی.|| بی پایه. بی اساس. بی ربط: دعوی او سرسری بوده ست و سخن او هردری. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به هرجایی شود.

جمله سازی با هردری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از هر دری هزار هست بنده را وین فخر بس که: چون دگران نیست هردری

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز