لغت نامه دهخدا
هردری. [ هََ دَ ] ( ص نسبی ) هرجایی. آنکه هردم به دری روی آورد. که هردم به در خانه ای رود:
آن یکی نوری ز هر عیبی بری
وین یکی کوری، گدایی هردری.مولوی.|| بی پایه. بی اساس. بی ربط: دعوی او سرسری بوده ست و سخن او هردری. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به هرجایی شود.