لغت نامه دهخدا
نامرسول. [ م َ ] ( ص مرکب ) فرستاده ناشده. ارسال ناشده. مقابل مرسول. رجوع به مرسول شود.
نامرسول. [ م َ ] ( ص مرکب ) فرستاده ناشده. ارسال ناشده. مقابل مرسول. رجوع به مرسول شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم نزد او تشريف آورد و او را در بر گرفت وساكت كرد به شرحى كه در كتب مشهور است، پس از آن به منبر بالا رفت و سه مرتبهآمين فرمود بر نفرين جبرئيل بر سه طايفه: بر عاقّ والدين، و كسى كه در ماه رمضان ازمغفرت الهى محروم شود، و كسى كه بشنود نامرسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم را و صلوات نفرستد.
💡 و امام باقر عليه السلام به روايت صدوق رحمة الله فرموده: نامرسول خدا صلى الله عليه و آله در صحف ابراهيم ((ماحى )) و در تورات موسى ((الحاد))و در انجيل عيسى ((احمد)) و در فرقان (قرآن ) ((محمد)) است.
💡 امام عليه السلام با عجله برخاست و داخل اتاق ديگر شد و در حالى كه بچه سه سالهاى كه همانند ماه شب چهاردهم زيبا بود را بر دوش داشت بازگشت و فرمود: اى احمد اگرنزد خداوند و ما داراى ارزش و مقامى نبودى فرزندم را به تو نشان نمى دادم، او هم نامرسول اللّه صلى اللّه عليه و آله است كه زمين را پر از قسط وعدل مى كند همانا گونه كه پر از ظلم و جور شده است.
💡 اما گفتيد نام خويش را در پيمان نامه پاك كردم. مى دانيد در صلح حديبه وقتى ابوسفيانبه كلمه رسول الله صلى الله عليه و آله اعتراض كرد آن حضرت نامرسول الله صلى الله عليه و آله را حذف كرد و نام مبارك محمد صلى الله عليه و آله رانوشت و من با تاءسى از پيامبر در پيمان حكميت بهدنبال اعتراض معاويه نام اميرالمؤ منين را حذف كردم و على بن ابى طالب عليه السلام رابه جايش نوشتم.
💡 آن وجود سعادتمند در سال 1248 قمرى. در روستاى (كسنويه )(1361) يزد پا بهعرصه گيتى نهاد. از همان زمان بزرگى در چهره كوچكش نمايان بود و با تولدش،رشته هاى اميد را در قلب پدر و مادر خويش محكم ساخت. پدرش به تبرك نامرسول خدا صلى الله عليه و آله و با ياد امام هشتم شيعيان، او را محمد كاظم نام نهاد.