ضلیع

لغت نامه دهخدا

ضلیع. [ ض َ ] ( ع ص ) بزرگ پهلو. ( مهذب الاسماء ). سخت بازو. ( منتخب اللغات ). آنکه بازوی قوی دارد. آنکه استخوانهای پهلوی او سخت و محکم باشد. ( منتخب اللغات ). مرد زورآور و سخت و کلان جثه بزرگ سینه فراخ پیشانی. ج، اضلاع، ضُلع. || فرس ٌ ضلیع؛ اسبی تمام خلقت بزرگ و فراخ میان درشت استخوان بسیارپی سطبرسرین. ( منتهی الارب ). اسب تمام خلقت سطبرسرین بسیارعصب بزرگ میان. ( منتخب اللغات ). || رجل ٌ ضلیعالفم؛ مرد کلان دهن یا بزرگ دندان با هم نزدیک شده. ( و العرب تحمد سعة الفم و تذُم صغره ). ( منتهی الارب ). || کج. ( منتخب اللغات ). || کمانی که چوب آن خم و کجی داشته باشد و باقی بدن مانند قبضه باشد یعنی همه تن آن برابر بود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

قوی، زورآور.

فرهنگ فارسی

بزرگ پهلو. سخت بازو آنکه بازوی قوی دارد.

جمله سازی با ضلیع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ضلیع رشید (به عربی: ضلیع رشید) یک منطقهٔ مسکونی در عربستان سعودی است که در استان قصیم واقع شده‌است. ضلیع رشید ۰٫۰۳۳۷۵ کیلومتر مربع مساحت و ۳۵٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد و ۸۰۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز