نافذه

لغت نامه دهخدا

( نافذة ) نافذة. [ ف ِ ذَ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث نافذ. رجوع به نافذ شود. || رخنه هائی در دیوار که از آن نور و جز آن به داخل می تابد. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || طعنة نافذة؛ جراحتی که سوراخ کند. جراحتی که سبب سوراخ کردن شود. ( از معجم متن اللغة ). منتظمة الشقین. ( اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( معجم متن اللغة ). ج، نوافذ.

فرهنگ فارسی

پنجره یاروزنی که از آن نورداخل خانه شود، نوافذ
( اسم ) مونث نافذ جمع: نوافذ.

جمله سازی با نافذه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 - الجزء الرابع لموسوعه الشعر العربی بعنوان: نافذه علی الشعراء الشعبین الاهوازیین

💡 پس اى عزيز! مطلب بس مهمّ و راه خيلى خطرناك است. از جان ودل بكوش و در پيش آمدهاى دنيا، صبر و بردبارى را پيشه خود كن، و درمقابل بليّات و مصيبات، مردانه قيام (كن ) و به نفس بفهمان كه جزع و بى تابى،علاوه بر آن كه خود ننگى بزرگ است، براى رفع بليّات و مصيبات فايده يى ندارد. وشكايت از قضاى الهى و اراده نافذه حق، پيش مخلوقِ ضعيفِ بى قدرت و قوّه، مفيد فايدهنخواهد بود.(118)

💡 ((فانظروا كيف كانوا حيث كانت الاملاء مجتمعة و الاهواء مؤ تلفة و القلوب معتدلة والايدى مترادفة و السيوف متناصره و البصائر نافذه و العزائم واحدة اءلم يكونوااءربابا فى اءقطار الارضين و ملوكا على رقاب العالمين ))!

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز