لغت نامه دهخدا
شکرپوش. [ ش َ ک َ ] ( ن مف مرکب ) هر چیز پوشیده شده از شکر. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ):
با زهرچشم خنده هم آغوش کرده ای
بادام تلخ را چه شکرپوش کرده ای.صائب تبریزی ( از آنندراج ).
شکرپوش. [ ش َ ک َ ] ( ن مف مرکب ) هر چیز پوشیده شده از شکر. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ):
با زهرچشم خنده هم آغوش کرده ای
بادام تلخ را چه شکرپوش کرده ای.صائب تبریزی ( از آنندراج ).
هر چیز پوشیده شده از شکر.
💡 پیرایهگر پرند پوشان سرمایه ده شکر فروشان
💡 در پوش لباس نو، خوش بر سر منبر رو تا سجدهٔ شکر آرد، صد ماه خراسانت