تجارتگاه
مترادفها
بازار، فروشگاه، مرکز تجاری
لغت نامه دهخدا
تجارتگاه. [ ت ِ رَ ] ( اِ مرکب ) محل تجارت و بازرگانی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
محل تجارت و بازرگانی
جمله سازی با تجارتگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از دو جهت مى توان وجه اوّل راتقويت كرد؛ يعنى نظر اكثر مفسّران و كسانى چون زمخشرى و صاحب البحر الحيط را برگزيد: نخست اين كه ظاهر سياق به ويژه براساس قانون يساق الا قرب فالا قرب اين است كه ضمير (يعلّمون ) به شياطين بازمى گردد و ديگر اين كه اگر ضمير به يهود و تبعيت كنندگان شياطين بازگردد، نتيجه اين مى شود كه يهودِ پيرو شياطين در عصر نزول قرآن به جاى اين كه اين كه خود سحر را به كار گيرند، آن را به مردم مى آموختند و چنين چيزى بعيد به نظر مى رسد؛ زيرا على الظاهر مقصود از يهود در آيات مورد بحث، عالمان و احبار و انديشمندان آنان است و آناه براى اين كه محوريّت خود را از دست ندهند و تجارتگاه تزوير و اضلال خود را تعطيل نكنند، مى بايست خود متولّى استعمال سحر باشند، نه اين كه با آموختن آن به ديگران سبب كسادى بازار خود شوند.
💡 در دوران باستان، تجارتگاههای بزرگ در مسیرهای جاده ابریشم نقش کلیدی در تبادل کالاها، فرهنگها و دانش میان تمدنهای مختلف شرق و غرب ایفا میکردند.
💡 این تجارتگاه قدیمی که در مرکز شهر قرار داشت، محل تجمع بازرگانان از کشورهای مختلف بود و کالاهای نایاب از سراسر جهان را عرضه میکرد.
💡 با گسترش مسیرهای دریایی، بسیاری از تجارتگاههای زمینی قدیمی از رونق افتاده و جای خود را به بنادر بزرگ و مراکز تجاری ساحلی دادند.