تماشاکده

مترادف‌ها

سینما، تئاتر، نمایشگاه

لغت نامه دهخدا

تماشاکده. [ ت َ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) تماشاگاه. محل گشت و گذار و محل تفرج و تماشاخانه. و آنجای از تماشاخانه که مردم برای تماشا می نشینند. ( ناظم الاطباء ). تماشاخانه. تماشاگاه. ( آنندراج ). رجوع به تماشا و دیگر ترکیبهای آن شود.

جمله سازی با تماشاکده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زین تماشاکده حیرانی ما رنگ نگیرد ورق آینه مشکل که توان کرد حنایی

💡 تماشاکده قدیمی شهر با معماری خیره‌کننده و صندلی‌های مخمل قرمز خود، همواره یکی از محبوب‌ترین مکان‌ها برای تماشای نمایش‌های کلاسیک و اجرای اپرا بوده است.

💡 برای برگزاری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم، مدیریت تصمیم گرفت که تمام برنامه‌ها را در بزرگترین تماشاکده منطقه با تجهیزات صوتی پیشرفته برگزار کند.

💡 تماشاکده مدرن ساخته شده در مرکز شهر، با استفاده از تکنولوژی‌های نوری و سیستم‌های صوتی دیجیتال، تجربه‌ای متفاوت و فراموش‌نشدنی برای مخاطبان فراهم می‌آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران