فوج

🌐 هنگ

به معنی «گروه بزرگ، دسته، انبوه، جماعت» است. در عربی برای جمعیت‌های بسیار یا دسته‌هایی از مردم، سپاهیان، پرندگان، یا هر مجموعه انبوهی از موجودات و اشیا به‌کار می‌رود.

جمله سازی با فوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وصل فوج من المتطوعين لمساعدة المتضررين بعد سقوط الأمطار.

گروهی از داوطلبان برای کمک به آسیب دیدگان از بارندگی از راه رسیدند.

💡 شاهدتُ فوج طلاب يغادر المدرسة بعد انتهاء الامتحان النهائي.

من گروهی از دانش‌آموزان را تماشا می‌کردم که پس از امتحان نهایی از مدرسه خارج می‌شدند.

💡 عمل كل فوج تحت أوامر صارمة للحفاظ على التسلسل الهرمي العسكري والوظيفة.

هر هنگ تحت دستورات اکیدی عمل می‌کرد تا سلسله مراتب و عملکرد نظامی حفظ شود.

💡 وكان الثاني في قيادة فوج ألباني.

او دومین فرمانده هنگ آلبانیایی بود.

💡 دخل فوج من السياح إلى المتحف عند الساعة العاشرة صباحًا.

گروهی از گردشگران ساعت ده صبح وارد موزه شدند.

💡 والأمر عينه يحصل في أي فوج عسكري أو نقابة عمال أو مدرسة.

همین اتفاق در هر هنگ نظامی، اتحادیه کارگری یا مدرسه‌ای رخ می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران